جابجاييـ تجميع يا ابقاء روستاهاي سيلزده شهرستان كلاله، كدام گزينه بهتر است؟ مهندس عبدالجلال ايري
سيل بعنوان يكي از مخربترين عوامل آسيبرسان به انسان، جامعه و زيستگاهش مطرح است، بنحويكه از سال 1380 تاكنون چندين بار در شرق استان عليالخصوص در شهرستان كلاله فجايع انساني، اقتصادي، اجتماعي و كالبدي عظيمي را بوجود آورده است. نحوه برخورد و مقابله با سيل در مجامع علمي و اجرايي طي سالهاي اخير به دو گروه عمده تقسيم شده است:
1ـ برخورد سازهاي
2ـ برخورد غيرسازهاي
ـ برخورد سازهاي: شامل احداث تأسيسات و توسل به اقدامات كالبدي براي مقابله با سيل است، اقداماتي از قبيل اصلاح مسير و مقطع رودخانه، احداث سدهاي مخزني و خاكريزهاي طولي ساحلي، ديوارههاي سيلبند، اقدامات آبخيزداري …
ـ برخورد غيرسازهاي: شامل انواع اقدامات پيشگيرانه براي تقليل خسارات سيل است كه از آن جمله ميتوان به كنترل كاربري اراضي، تجميع/جابجايي سكونتگاههاي در معرض خطر، تعبيه سيستمهاي هشداردهنده سيل و بيمهگذاري اشاره كرد.
برخوردهاي سازهاي با سيل از قرنها پيش صورت ميگرفته. براي مثال احداث ديوارههاي سيلبند در امتداد رودخانهها بيش از 4000 سال در مصر و چين سابقه دارد. اما برخورد غيرسازهاي طي سالهاي اخير شكل گرفته است و اساساً بعنوان مكمل اقدامات سازهاي مورد توجه قرار ميگيرد. توسل به هر يك از روشهاي مذكور جهت مقابله با سيل تابعي از شرايط و ويژگيهاي فضايي و مكاني خواهد بود. ليكن در بسياري از موارد تلفيق دو روش بهترين راه حل را براي مسئله سيلگيري و سيلزدگي بدست ميدهد.
نوع برخورد با سيل در طي سالهاي اخير در استان گلستان گاهاً بصورت پروژهاي (پراكنده از لحاظ زماني و مكاني) و گاهاً برخورد غيرسازهاي (بدون انسجام و هماهنگي چه بصورت افقي و چه بصورت عمودي) بوده است. جابجايي روستاهاي بشاويلي و روستاي بلوچآباد در راستاي برخورد غيرسازهاي با سيل سال 1380 صورت گرفته است.
جهت مقابله با سيل 1384 راهكارهاي غيرسازهاي كه مطرح است: الف) جابجايي سكونتگاههاي روستايي ب) تجميع سكونتگاههاي روستايي سيلزده.
جابجايي: در اين روش روستا به فاصلهاي كمتر از 2 كيلومتر و يا در فاصله خيلي كمتر، از محل قبلي روستا انتقال يافته و نسبت به احداث روستا در مكان جديد اقدام مينمايند.
تجميع: اين روش خود به دو صورت تجميع چند روستا و استقرار آنها در يك مكان جديد و يا ادغام يك يا چند روستا در يك روستاي ديگر است.
غالباً گزينه ديگري نيز در شيوه اجرا و بازسازي روستاهاي سانحه ديده مطرح ميشود و آن روش ابقاء روستا در همان محل قبلي ميباشد.
ابقاء: در اين روش روستا در محل اصلي خود بازسازي ميشود و سيل را از طريق اقدامات سازهاي از قبيل ايجاد آبندان، احداث ديوارههاي سنگي، كنترل و هدايت آب رودخانه در مسيرهاي ديگر، تحت كنترل درميآورند.
در اين مقاله ما سعي داريم بصورت اجمالي و كلي اين سه گزينه را معرفي نمائيم و مصرانه تأكيد داريم كه انتخاب هر يك از گزينههاي مذكور بايستي براساس مطالعات جامع و اساسي در روستاهاي سيلزده شهرستان كلاله صورت گيرد.
1ـ گزينه جابجايي:
در اين روش روستا از محل قبلي خود در مكان نزديك ديگري احداث ميشود، همانطوريكه در روستاي سيل زده بشاويليـ بلوچآباد و قرهسو مكان جديدي احداث شد، برخي از معايت و محاسن اين گزينه عبارتند از:
الف) محاسن:
ـ روستا از لحاظ سيلگيري در مكان امني مستقر ميشود.
ـ ساخت و سازها در مكان جديد بدليل نظارت و كنترل مهندسي مقاومتر هستند.
ـ پاسخگويي به درخواستهاي سيل زده راحتتر است.
ب) معايت:
ـ مساحت عرصه مسكوني بدليل محدوديت زمين مسكوني كاهش مييابد.
ـ مساحت زيربناي مسكوني بدليل محدوديت منابع مالي با كاهش مواجه ميشود.
ـ پس از اسكان در مكان جديد ساختار شغلي از كشاورزي و دامداري بسوي بيكاري تغيير ميكند.
ـ سطح درآمد روستائيان بدليل جدا شدن عوامل درآمدي از سبد اقتصادي خانوار كاهش مييابد.
ـ روستائيان به سيستم بانكي مقروض ميشوند.
ـ زيرساختها در مكان اوليه به هدر ميرود.
ـ ايجاد باورهاي ذهني جديد و تغيير در نگرش و رفتار روستائيان.
ـ تغيير در عملكرد چند منظوره عرصههاي مسكوني به عملكرد صرفاً مسكوني.
ـ در اين روش با تغيير مكان امنيت جاني روستائيان تأمين ميشود ولي امنيت مالي و شغلي و اقتصادي روستائيان همچنان با خطر سيل مواجه است، همانگونه كه در روستاي بشاويلي با بروز هرگونه سيل محصولات كشاورزي روستائيان نيز تخريب ميشود.
2ـ گزينه تجميع روستاهاي سيل زده:
تجميع چند روستا در يك مكان جديد و يا ادغام آنها در روستا يا شهر نزديك گزينه ديگريست كه مورد توجه مسئولين قرار دارد. اين گزينه در روستاي چپاقلي و صيدآباد و انتقال آنها به يك مكان جديد و روستاي آشوراده و ادغام آن در شهر بندرتركمن اتفاق افتاده است و در مقايسه با مشكلات سيل ميتواند از نمونههاي موفقي در سطح كشور مطرح شود، ولي موفقيت ادغام و يا تجميع روستاهاي چپاقلي و صيدآباد از پارامتهاي خاصي تبعيت ميكند كه اين پارامترها در سطح روستاهاي سيل زده شهرستان كلاله كاملاً متفاوت ميباشد.
الف) محاسن:
ـ دسترسي به خدمات فرادست در مكان جديد راحتتر است.
ـ ارائه خدمات در يك نقطه بجاي توزيع آن در چند نقطه صرفه اقتصادي مناسبي دارد.
ـ از لحاظ اجرايي بدليل مشاركت دادن مردم در مباحث مالي راحتتر است.
ـ كيفيت ساخت و ساز بدليل نظارت مهندسي مقاومتر از گذشته خواهد بود.
ـ روستا از لحاظ سيلگيري در مكان امني مستقر ميشود.
ـ سريعتر به درخواستهاي سيلزدگان جواب داده ميشود.
ب) معايب:
1ـ مساحت عرصههاي مسكوني بدليل محدوديت زمين با ساختارهاي شغلي روستائيان سازگار نميباشد.
2ـ مساحت زيربناي مسكوني بدليل محدوديتهاي مالي با بعد خانوار و ساختار شغلي روستائيان سازگار نيست.
3ـ ساختار شغلي از كشاورزي و دامداري بسوي بيكاري تغيير ميكند.
(در روستاهاي چپاقلي و صيدآبادـ قرهسو و آشوراده مردم غالباً به شغل صيدي اشتغال دارند، فلذا تغيير در ساختار شغلي مردم در مكان جديد كمتر مشاهده ميشود. زيرا در مكان جديد روستائيان به همان شغل اشتغال دارند، گرچه فاصله گرفتن از كنار دريا بر روند صيد و صيادي در روستاي چپاقلي و صيدآباد نيز تأثير گذاشته و با گرايش بسيار كم بسوي بيكاري حركت كرده است، ولي بدليل اينكه منبع اصلي درآمد آنها زمين زراعي و دامداري نبوده، از نقاط قوت موفقيت در جابجايي و تجميع اين روستاها بوده است. در حاليكه در روستاهاي شهرستان كلاله، روستائيان غالباً به كشاورزي و دامداري كه وابسته به مكان ميباشند، اشتغال دارند).
4ـ ايجاد فاصله زياد بين زمين زراعي و فعاليت دامداري و كاهش راندمان توليد.
5ـ به هدر رفتن زيرساختهاي موجود در مكان قبلي.
6ـ بروز تضادهاي قومي و طايفه اي.
7ـ ايجاد باورهاي ذهني جديد و تغيير در نگرش و رفتار روستائيان.
8ـ كاهش بعد خانوار
9ـ تغيير در الگوي مسكن و عدم ملاحظه مكانهايي براي نگهداري آغلهاي دام و علوفه … در عرصههاي مسكوني.
10ـ تغيير عملكرد چندمنظوره عرصههاي مسكوني به عملكرد صرفاً مسكوني.
11ـ تخليه جمعيت از مكان اوليه و افزايش تراكم جمعيت در مكان جديد و در نتيجه كاهش بهرهبرداري از فضاي اقتصادي منطقه در مكان اول و افزايش فشارهاي زيست محيطي و اقتصادي و فضايي/ كالبدي در مكان جديد.
12ـ بر هم خوردن تعادلات فضايي موجود در منطقه و حركت آن در راستاي تقويت و يا تضعيف برخي از سكونتگاههاي زيستي.
13ـ مقروض شدن به سيستم بانكي.
14ـ عوامل توليد روستائيان از قبيل زمين زراعي و فضاهاي دامي اگر در گذشته در معرض سيل بودند بعد از تجميع نيز همچنان در معرض سيل خواهند بود، مگر آنكه سيل در آن منطقه مهار نشود و اگر عوامل توليد را هر سال سيل تخريب كند، هرگونه طرحي با شكست مواجه خواهد شد.
3ـ ابقاء روستاهاي سيل زده:
در اين روش روستا در محل كنوني بازسازي ميشود، عوامل سيل و سيلخيزي روستا را كنترل ميكنند، بطوريكه ابتدا با مطالعات دقيق سيلخيزي منطقه مورد بررسي قرار ميگيرد و با بكارگيري ابزارهاي سازهاي مناسب با موقعيت جغرافيايي در مكانهاي مختلف سيلبند احداث ميشود،يا مسير حركت رودخانه در نقاط مختلف به اطراف منشعب ميشود و يا مسير حركت رودخانه با ديوارهسازيهاي مقاوم كنترل ميشوند و يا با احداث پروژههاي ديگر سيل را در منطقه كنترل ميكنند.
الف) محاسن:
ـ روستا با همان ساختارهاي قبلي به روند حيات خود ادامه ميدهد و اعتبارات ميلياردي بازسازي در جهت مهار سيل در مكان روستا و عوامل توليد روستا صرف خواهد شد.
ـ از صرف اعتبارات سيلزدگان براي احداث زيرساختهاي جديد (راهـ آبـ برقـ تلفنـ مدرسهـ خانه بهداشت و ساير هزينهها) جلوگيري شده و اعتبارات صرفاً در مكان روستا و جهت بازسازي و اجراء پروژههاي سازهاي با هدف جلوگيري و پيشگيري از وقوع سيل صرف خواهد شد.
ـ فرصت مناسبي جهت توجه اساسي با جهتگيري توسعه روستاهاي سيلزده بوقوع خواهد پيوست بطوريكه عدم توجهي را كه قبلاً به اين روستاها شده و شايد هم وقوع سيل ناشي از همين عدم توجه به روستاها باشد، جبران شود.
ـ در نتيجه اجرا اين گزينه هم مكان روستا و هم عوامل توليد روستا (زمينهاي زراعيـ دامي و …) از خطر سيل در امان خواهند ماند. بطوريكه وقتي سيل در منطقه از طريق ابزارهاي سازهاي كنترل شود نه به زمينهاي زراعي و دامهاي روستائيان خطري ميرساند و نه خانه و خانواده روستائيان در معرض خطر سيل قرار ميگيرند. در حاليكه اگر ما به جاي گزينه ابقاء هر يك از گزينههاي فوق را اجراء نمائيم، باز بايستي از طريق اقدامات سازهاي سيل را در مكان اوليه روستا مهار نمائيم و اگر سيل را در مكان اوليه مهار نكنيم، زمينهاي زراعي و محصولات دامي روستائيان با خطر سيل مواجه خواهند شد. آثار مخرب سيل همچنان بر زندگي روستائيان باقي خواهد ماند. و اگر با ابزارهاي سازهاي سيل را در منطقه مهار نمائيم، مباحث مربوط به جابجايي و تجميع نيز ميتواند منتفي گردد.
ـ اين روش در دراز مدت باعث پايداري و توسعه درونزاي محيطيـ اقتصادي و اجتماعي و كالبدي منطقه خواهد شد.
ـ روستائيان با مشكلات ناشي از جابجايي در مكان جديد (كاهش عرصههاي مسكونيـ كاهش سطح زيربناـ تغيير ساختار شغلي و …) مواجه نخواهند شد.
ب) معايت:
ـ هزينههاي اجرا برخوردهاي سازهاي كلاً به عهده دولت است، لذا بار مالي زيادي دارد.
ـ اين روش برخورد با سيل بدليل اينكه برخورد سازهاي را در كنار برخورد غيرسازهاي با سيل توأماً پيشنهاد ميكند، بسته به نوع برخورد و اجراء آن زمانبر خواهد بود.
نتيجهگيري:
بطوركلي نوع برخورد و مقابله با سيل بايستي براساس نتايج مطالعات پايهاي و اساسي انتخاب شود و با توجه به نتايج و پيشنهادات حاصل از مطالعات ميتوان يكي از گزينههاي تجميعـ جابجايي و ابقاء را انتخاب نموده و راهكارهاي سازهاي مقابله با سيل را مشخص كرد.
يقيناً عدم توجه لازم به عمق مسائل و مشكلاتي كه در برنامهريزيهاي مبتني بر هر يك از گزينههاي فوقالذكر ممكن است ايجاد شود ميتواند باعث فلج شدن زندگي و اقتصاد خانوار سيلزدگان و ساير مردم شود. در اين صورت نه تنها طرح انجام شده به هدف نرسيده است، بلكه ممكن است ساماندهي و رفع مشكلات ثانويه طرح، اعتباري به ميزان دهها برابر هزينه انجام طرح را مطالبه نمايد.
ما گروهی از جوانان ترکمن صحرا هستیم که با مطالعه و تحقیق ‘ برنامه های مهندس عبدالجلال ایری را مطابق با اهداف خود دانسته و حمایت خود را از ایشان اعلام می داریم . در این وبلاگ اخبار ، تصاویر و برنامه های مهندس عبدالجلال ایری را به اطلاع هواداران ایشان می رسانیم