بررسي پيامدهاي جابجايي روستاهاي سيلزده استان گلستان(بشاويليـ بلوچآباد)مهندس عبدالجلال ایری
سوانح در صورتي منجر به بروز فاجعه ميشوند كه عوامل طبيعي و عوامل اقتصاديـ اجتماعي ناسازگار با هم ادغام شوند. استان گلستان بلحاظ موقعيت جغرافيايي ويژه (ساختاز ژئومورفولوژيكي و اقليمي) در معرض انواع سوانح طبيعي از قبيل زلزله، سيل، طوفان و خشكسالي قرار دارد. از طرفي بدليل رشد سريع جمعيت و جواني آن تمركز جمعيت در چند شهر عمده، فقدان سلسله مراتب بهينه فضايي ميان سكونتگاهها، مهاجرت از روستا به شهر، اقتصاد متغير، تجاوزات بيبرنامه بر عرصههاي طبيعي و ضعف سازههاي كالبدي پتانسيل بروز سوانح اقتصادي، اجتماعي را نيز داراست. بنابراين بصورت بالقوه هر دو عامل ظهور سانحه در گستره استان وجود دارد. بدليل گستردگي اقدامات و عملكردها مختلف سوانح طبيعي و بنا به شرايط محيطي استان، سيل بعنوان يكي از مخربترين عوامل آسيبرسان به انسان، جامعه و زيستگاهش مطرح است، بنحويكه از سال 1380 تاكنون چندين بار در شرق استان عليالخصوص در شهرستان كلاله فجايع انساني، اقتصادي، اجتماعي و كالبدي عظيمي را بوجود آورده است. نحوه برخورد و مقابله با سيل در مجامع علمي و اجرايي طي سالهاي اخير به دو گروه عمده تقسيم شده است:
1ـ برخورد سازهاي
2ـ برخورد غيرسازهاي
برخورد سازهاي: شامل احداث تأسيسات و توسل به اقدامات كالبدي براي مقابله با سيل است، اقداماتي از قبيل اصلاح مسير و مقطع رودخانه، احداث سدهاي مخزني و خاكريزهاي طولي ساحلي، ديوارههاي سيلبند، اقدامات آبخيزداري …
ـ برخورد غيرسازهاي: شامل انواع اقدامات پيشگيرانه براي تقليل خسارات سيل است كه از آن جمله ميتوان به كنترل كاربري اراضي، تجميع/جابجايي سكونتگاههاي در معرض خطر، تعبيه سيستمهاي هشداردهنده سيل و بيمهگذاري اشاره كرد.
برخوردهاي سازهاي با سيل از قرنها پيش صورت ميگرفته. براي مثال احداث ديوارههاي سيلبند در امتداد رودخانهها بيش از 4000 سال در مصر و چين سابقه دارد. اما برخورد غيرسازهاي طي سالهاي اخير شكل گرفته است و اساساً بعنوان مكمل اقدامات سازهاي مورد توجه قرار ميگيرد. توسل به هر يك از روشهاي مذكور جهت مقابله با سيل تابعي از شرايط و ويژگيهاي فضايي و مكاني خواهد بود. ليكن در بسياري از موارد تلفيق دو روش بهترين راه حل را براي مسئله سيلگيري و سيلزدگي بدست ميدهد.
نوع برخورد با سيل در طي سالهاي اخير در استان گلستان گاهاً بصورت پروژهاي (پراكنده از لحاظ زماني و مكاني) و گاهاً برخورد غيرسازهاي (بدون انسجام و هماهنگي چه بصورت افقي و چه بصورت عمودي) بوده است. جابجايي روستاهاي بشاويلي و روستاي بلوچآباد در راستاي برخورد غيرسازهاي با سيل سال 1380 صورت گرفته است.
جهت مقابله با سيل 1384 راهكارهاي غيرسازهاي كه مطرح است: الف) جابجايي سكونتگاههاي روستايي ب) تجميع سكونتگاههاي روستايي سيلزده.
جابجايي سكونتگاههاي روستايي راهكاريست كه يك مجتمع روستايي را تا فاصله حداكثر 2 كيلومتر منتقل ميكنند.
ب) تجميع سكونتگاههاي روستايي در اثر ادغام چند سكونتگاه زيستي يك مجتمع زيستي جديد احداث ميشود.
هر كدام از راهكارهاي مذكور داراي معايبي در اجرا ميباشند كه بايستي در اجرا اين پروژهها (با بهرهگيري از تجربيات سكونتگاههايي كه قبلاً جابجا و يا تجميع شدهاند) معايب و مضرات هر كدام از گزينههاي مذكور با دقت مورد بررسي قرار گيرد. به همين منظور پيامدهاي جابجايي روستاهاي بشاويلي و روستاي بلوچآباد را مورد كنگاش قرار خواهيم داد.
پيامدهاي جابجايي سكونتگاههاي روستايي بشاويلي و بلوچآباد:
سكونتگاههاي روستايي در طول زمان ساختارهاي اقتصاديـ اجتماعيـكالبدي و فضايي خود را شكل ميدهند. اين ساختارها در طول زمان بگونهاي به همديگر مرتبط ميشوند كه تغيير و ايجاد ناهنجاري در هر كدام از اجزاء اين ساختارها تنشهاي دروني در فضاي كالبدي سكونتگاههاي روستايي بوجود ميآورد. جابجايي سكونتگاههاي روستايي بشاويلي و بلوچآباد سواي مكانيابي امن، داراي پيامدهاي منفي نيز ميباشند كه در قالب پيامدهاي اقتصاديـ اجتماعيـ كالبدي مورد بررسي قرار ميگيرند.
1ـ پيامدهاي كالبدي:
1ـ1ـ تغيير در مساحت عرصههاي مسكوني:
در شكلگيري عرصههاي مسكوني عوامل متعددي از قبيل: طبيعيـ اقتصادي و معيشتيـ اجتماعي و فرهنگي دخيل ميباشند، بطوريكه در روستاي بشاويلي ميانگين مساحت عرصههاي مسكوني در مكان قبل از وقوع سيل 1300 مترمربع بوده ولي در مكان جديد به 360 مترمربع كاهش يافته است و در مكان جديد روستاي بلوچآباد نيز به 275 مترمربع كاهش يافته است. در حاليكه بنا به مقتضيات شغلي سطح عرصه مسكوني در روستاي بشاويلي قبل از وقوع سيل شامل : زيربناي مسكوني بطور متوسط 100 مترمربع، فضاهاي جنبي مسكوني 35 الي 40 مترمربع(آشپزخانه- دسشويي- حمام )، زيربناي فضاي پشتيباني كشاورزي 80 الي 90 مترمربع، سطح اشغال ادوات كشاورزي 40 الي 50 مترمربع، زيربناي فضاي پشتيباني دام 50 الي 60 مترمربع، سطح اشغال كاه و علوفه دامي 60 الي 70 مترمربع، زيربناي دامداري كوچك 70 الي 80 مترمربع، فضاي باز بين كاربريها 300 الي 250 مترمربع بوده است كه با انتقال اين روستا به مكان جديد كل سطح عرصه مسكوني به 360 مترمربع كاهش يافت.
با كاهش سطح عرصه مسكوني، عملكردهاي اقتصاديـ اجتماعي و فرهنگي عرصههاي مسكوني در مكان جديد ناديده گرفته شده است. زيرا ماهيت ساختار اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي روستا با ساختارهاي كالبدي و فضايي آن عجين شده است و جدا كردن هر يك از اجزاء اين سيستم با ناهمگوني در عملكردهاي داخلي و بيروني روستا مواجه خواهد شد، بنحويكه در روستاي بشاويلي با كم كردن سطح عرصههاي مسكوني، عملكرد اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي را از عرصههاي مسكوني جدا كردند و در نتيجه منجر به ايجاد تنش در ساختارهاي مسكوني و عملكردهاي اقتصادي شده است. بطوريكه كشاورزان ساكن در روستا براي نگهداري ادوات كشاورزي، علوفههاي دامي و دامهاي كوچك خود از سطح معابر و فضاهاي خالي خارج از عرصههاي مسكوني استفاده ميكنند. در نتيجه امنيت دامها و علوفههاي دامي و ادوات كشاورزي روستائيان هميشه با مخاطره روبرو است و اين مسأله خود عاملي براي ترغيب افراد بيكار و .. براي انحراف اجتماعي خواهد بود.
2ـ1ـ تغيير در الگوي مسكن:
الگوي مسكن در سكونتگاههاي روستايي در طول زمان و بنا به مقتضيات محيطي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي شكل ميگيرد و روستائيان در ساماندهي و ساخت و ساز آن نقش اساسي دارند.
با توجه به پرسشنامههاي تهيه شده زيربناي مسكوني در روستاي بلوچآباد و بشاويلي در محل قبلي بطور متوسط 100 مترمربع بوده است در حاليكه اين سطح به 40 مترمربع در واحدهاي احداثي در مكان جديد كاهش يافته است. در مكان قبلي روستائيان با توجه به نوع فعاليت خود، بعد خانوار، توان مالي و … نوع مسكن خود را به مرور زمان احداث و تكميل ميكردند ولي در احداث واحدهاي جديد در روستاهاي مذكور نه تنها روستائيان در انتخاب طرح و فرم واحد مسكوني مشاركت نداشتند، بلكه بعد خانوار و نيازهاي آتي مسكوني آنها نيز ناديده گرفته شده است.
2ـ پيامدهاي اقتصادي:
1ـ2ـ تغيير ساختار شغلي:
ساختار شغلي در محل قبلي روستاي بلوچآباد 70% كشاورزـ 10% دامدارـ 10% كارگر و 10% نيز بيكار بوده ولي در محل فعلي 35% كشاورزـ 20% كارگر و 45% نيز بيكار ميباشند. بنحويكه در مكان جديد تعداد گاوهاي روستائيان با كاهش 84 درصد و تعداد گوسفندان نيز با كاهش 5/94 درصدي مواجه بودند.
بطوريكه ملاحظه ميشود جابجايي سكونتگاههاي روستايي بدليل ماهيت غيرسازهاي آن در مكانيابي نقاط امن موفق بوده ولي بدليل عدم حمايت و پشتيباني جهت برخورد سازهاي با سيل و هدايت مسير قبلي رودخانه و ايجاد انشعاب جديد و غيره ، ساختار اقتصادي روستا همچنان با تهديد جدي سيل مواجه است، بطوريكه از سال 1380 به بعد با هر سيلي كه در شرق استان جاري شده، كل محصولات زراعي كشاورزان را تخريب نموده است. لذا جابجايي روستا در مكان جديد نتوانسته ساختار اقتصادي روستا را تثبيت نمايد و هر سال به كشاورزان روستاهاي سيلزده خسارتهاي جدي وارد ساخته است. در نتيجه ساختارهاي شغلي روستائيان نيز با گرايش شديد از كشاورزي به كارگري تغييريافته ومنجربه مهاجرت از روستا به شهر شده،ونهايتآباعث افزايش بيكاري درشهرهاي اطراف گشته است.
2ـ2ـ كاهش ميزان درآمد:
بدنبال تغيير ساختار شغلي و كاهش تعداد كشاورزان و دامداران و افزايش ميزان بيكاري، سطح درآمد روستائيان نيز با كاهش مواجه شده است، طبق اطلاعات بدست آمده از خانوارهاي نمونه قبلاً كليه اعضاء خانوار بنوعي در ساختار اقتصادي خانواده از طريق فعاليت در زمينهاي زراعي خود يا زمينهاي دهقاني در سبد درآمد خانوار نقش داشتند ولي بعد از جابجايي در روستاي بلوچآباد بدليل ايجاد فاصله، فعاليت زنان و فرزندان خانواده كاهش يافته و جاي آن را كارگران روزمزد در اقتصاد خانوار پر كردهاند. از طرف ديگر اعضاء خانواده با نگهداري يك الي 2 رأس گاو و چند رأس گوسفند ميتوانستند در تأمين بخشي از درآمد خانواده مفيد باشند ولي در حال حاضر بدليل عدم وجود فضاي كافي در روستاهاي مذكور اين بخش از درآمد خانوار نيز از سبد درآمدي خانواده كاهش يافته است. در نهايت اينكه بدليل عدم برخورد سازه ايي با سيل در سطح روستاهاي مذكور با هر سيلي كه پس از جابجايي آنها اتفاق افتاده باز سيل كليه محصولات زراعي روستائيان را تخريب كرده است.بطوريكه ساكنين بش اويلي بدليل سيل گير بودن زمينهاي زراعي خوددرطي سالهاي اخير خسارتهاي زيادي را متحمل شده اند.لذا از طريق جابجايي فقط نقاط امن براي اسكان مكانيابي شده، در حاليكه براي محافظت از زمينهاي زراعي كشاورزان و دامهاي دامداران اتفاق بهينه و شايسته ايي ازطريق اقدامات سازه ايي روي نداده است، به همين خاطر هر سال با وقوع سيل، محصولات كشاورزي و دامي روستاهاي جابجاشده بش اويلي نيز تخريب ميشود.
3ـ پيامدهاي اجتماعي:
جابجايي روستاهاي بلوچآباد و بشاويلي و سكونت آنها در منازل 40 مترمربعي باعث بروز ناهنجاريهاي اجتماعي در روستاها شده است. بطوريكه در روستاي بشاويلي با توجه به تحقيقات بعمل آمده، پس از جابجايي در مكان جديد تاكنون حتي يك عروسي هم اتفاق نيفتاده است ،حتي مراسمهايي كه قبل از وقوع سيل هم قرار بوده برگزار شود بعد از سيل به علت پايين درنظر گرفتن زيربناي مسكوني(40 مترمربع ) برگزار نشده است، همچنين در روستاي بلوچآباد جهيزيه عروس بدليل زندگي داماد و خانواده داماد در يك بناي 40 مترمربعي در خانه فاميل تقسيم ميشود. در نتيجه نوعي ناهنجاري اجتماعي پس از جابجايي ميان جوانان روستايي پديده آمده است،وباعث تاخير درازدواج جوانان وبالارفتن سن ازدواج ميان جوانان شده است.
از طرف ديگر بدليل افزايش بيكاري از 10% به 45% در ميان جامعه آماري، عامل بيكاري خود بخود ناهنجاريهاي اجتماعي را نيز تشديد كرده است.
4ـ نتيجهگيري:
ـ مساحت عرصههاي مسكوني با ملاحظه شيوه معيشت غالب و براساس نيازهاي واقعي روستائيان تعيين شود، و پيشنهاد ميگردد حتيالقمدور كمتر از 500 مترمربع نباشد.
ـ زيربناي مسكوني كاملاً براساس خواستهها و نيازهاي روستائيان طراحي گردد. زيرا روستائيان غالباً براساس توان مالي و تعداد افراد خانوار خود در طول زمان زيربناي مسكوني خود را شكل ميدهند، مثلاً اگر طرح واحد مسكوني خود را 100 مترمربع نيز طراحي بكنند، ابتدا براساس وسع مالي خود يك اتاق را ميسازند و به مرور زمان برحسب توان مالي خود به افزايش تعداد اطاقهاي خود مبادرت ميورزند.
ـ يكي از پيامدهاي بسيار منفي جابجايي و عليالخصوص تجميع، تغيير ساختار شغلي روستائيان از كشاورزي بسوي بيكاري است. لذا در تجميع و جابجايي بايستي راهكارهاي اجرايي مقابله با بيكاري مدنظر قرار گيرد.
ـ ارايه راهكارهاي اجرايي جهت افزايش ميزان درآمد خانوارهاي جابجا يا تجميع شده.
ـ ارايه راهكارهاي اجرايي جهت كاهش اثرات سوء اجتماعي و فرهنگي.
ـ در كنار طراحي و اجراء مطالعات اقتصادي/ اجتماعي و كالبدي جهت كاهش اثرات سوء و جلوگيري از بروز اشتباهات احتمالي آتي صورت گيرد.
ما گروهی از جوانان ترکمن صحرا هستیم که با مطالعه و تحقیق ‘ برنامه های مهندس عبدالجلال ایری را مطابق با اهداف خود دانسته و حمایت خود را از ایشان اعلام می داریم . در این وبلاگ اخبار ، تصاویر و برنامه های مهندس عبدالجلال ایری را به اطلاع هواداران ایشان می رسانیم